عبد الحسين بينش

61

آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )

مشاركت مىكند . در واقع مركزى مىشود كه اين كيفيات به واسطهء آن در كل محيط شهر سريان مىيابد . فضاها و فرمهاى شهرهاى بزرگ و كوچك سنتى به تعبيرى گسترش و امتداد مساجد محسوب مىشوند ، از پيوندى ارگانيك با آن بهره‌مندند و درست به همان ترتيب كه كل شهر در تبرك ناشى از تلاوت قرآن و پخش اذان از محوطهء مسجد شريك مىشود ، در خصلت تقدس‌بخش و وحدت‌آفرين آن مشاركت مىكند . با بنا كردن مسجد به صورتى كه تداوم طبيعت ازلى باشد ، اسلام بر فطرت نخستين انسان تأكيد مىكند . اسلام با برانگيختن انسان از رؤياى نسيان ، در جستجوى احياء و تأييد مجدد فطرت اوست و از اين طريق ، آگاهى نسبت به حقانيت پروردگار يكتا يا قادر مطلق را در درون او برمىانگيزد ، همان آگاهىاى كه جوهرهء اصلى انسان ازلى را تشكيل مىدهد و علت وجودى هستى بشرى است . « 1 » مسجد به‌طور قطع بناى اصلى اسلام است كه از بين كاركردهاى متعدد سياسى ، ادارى ، اجتماعى و آموزشى آن والاتر از همه كاركرد عبادت جمعى آن است . ساده‌ترين شكل مسجد از يك حياط مركزى تشكيل مىشود كه رواقهايى آن را احاطه كرده و متصل به يك سرسراى سرپوشيده ( شبستان ) است . تصوير شماره 2 كوفه ، مسجد كبير ، در شكل اصلى ، منظر مقطع سه بعدى

--> ( 1 ) . هنر و معنويت اسلامى ، سيد حسين نصر ، ترجمهء رحيم قاسميان ، ص 41 - 42